تبليغاتX
طريق الحق

طريق الحق

راه حق

معذوريم ومجبوريم !!!

بسم الله الرحمن الرحيم

 

به روزم   

 

واين هم آدرس  جديد طريق الحق

 

 

http://anwaralhuda.persianblog.ir/

 

 

 خواهر وبرادراني كه دوست دارند مي توانند آدرس وبلاگ را عوض كنند.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 11:43  توسط فايزه 

تا ثير ذكر ان شاء الله بر اعمال ما...

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 

جمعى از سران قريش دو نفر از ياران خود را براى تحقيق درباره دعوت

پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى يهود در مدينه فرستادند تا ببينند

آيا در كتابهاى پيشين چيزى در اين زمينه يافت مى شود. آنها به مدينه

آمدند و با علماى يهود تماس گرفتند و گفتار قريش را بازگو كردند.


علماى يهود به آنها گفتند شما سه را از محمد صلى الله عليه و آله

سؤ ال كنيد. اگر همه را پاسخ كافى گفت ، پيامبرى است از سوى

خدا (طبق بعضى از روايات ، اگر دو سؤ ال از آنها را پاسخ داد و يك

سؤ ال را سربسته جواب داد پيامبر است ) وگرنه مرد كذابى است

كه شما هر تصميمى درباره او مى توانيد بگيريد.


نخست ، از او سؤ ال كنيد داستان آن گروهى از جوانان كه در گذشته

 دور، از قوم خود جدا شدند چه بود؛ زيرا آنها سرگذشت عجيبى داشتند.

 و نيز از او سؤ ال كنيد مردى كه زمين را طواف كرد و به شرق و غرب

 جهان رسيد كه بود و نامش چه بود؛ و همچنين سؤ ال كنيد

 حقيقت روح چيست ؟


آنها حركت كردند و به مكه بازگشتند و سران قريش را ملاقات كرده

و گفتند ما معيار سنجش صدق و كذب محمد صلى الله عليه و آله

را پيدا كرديم ، سپس سرگذشت خود را بازگو كردند. بعد خدمت

پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند و سوالات خود را مطرح كردند.


پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود فردا به شما پاسخ خواهم گفت ،

 ولى (ان شاء الله ) نفرمود. پانزده شبانه روز گذشت كه وحى از ناحيه

خدا بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل نشد و جبرييل به سراغش نيامد.

 همين امر موجب شد كه اهل مكه شايعاتى بسازند

 و مطالب ناموزونى نسبت به پيامبر بگويند.


اين امر بر پيامبر صلى الله عليه و آله گران آمد. ولى سر انجام جبرييل

فرار رسيد و سوره كهف را از سوى خداوند آورد كه در آن داستان آن

گروه از جوانان و همچنين آن مرد دنيا گرد بود. بعلاوه ،

آيه يسئلونك عن الروح ... را نيز بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل كرد.


پيامبر صلى الله عليه و آله به جبرييل فرمود:

چرا اين قدر تاءخيرى كردى ؟ گفت من جز به فرمان پروردگار نازل

نمى شوم و اجازه نداشتيم .

 

 

 

بله اين هم تاثير ذكر ان شاء الله بر اعمال ما

با گفتن آن در اصل ما اين اعتقاد را بيان كرديم كه خداوند تا اراده نكند

 ما قادر به انجام هيچ كاري نيستيم.

چراكه لا حول ولاقوة الا بالله العلي العظيم  هر نيرو وتواني كه داريم از خداست .

 

پس هرگاه تصميمي گرفتيم تا كاري انجام دهيم لازم است

 

قبل يا بعد از آن بگوييم ان شاء الله تا توفيق الاهي شامل حالمان شود.

 

تذكر ::نوشتن (انشاء الله) درست نيست چراكه (انشاء ) به معني

 ساختن و بوجودآوردن است.

در صورتي كه (ان شاء) به معني اگر بخواهدو اراده كند .

 

 

 التماس دعا

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 0:26  توسط فايزه  | 

خدا غيرت نسبت به ناموس را دوست دارد!!!

                         بسم الله الرحمن الرحيم

 

                                                       

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                                                                                           

اهميت پوشش زن در سيره ابراهيم عليه‏السلام‏

 

زماني كه حضرت ابراهيم مي خواست تحول تازه‏اى در منطقه جديدى به وجود آورد، از

 بابل به فلسطين هجرت كرد.

ابراهيم در مسير هجرت ازبابل به فلسطين همراه ساره و لوط عليه‏السلام ، براى حفظ

 ناموس خود ساره از نگاه چشم‏هاى گناهكار، صندوق ساخته بود و ساره را در ميان آن

 نهاده بود، هنگامى كه به مرز ايالت مصر رسيدند، حاكم مصر به نام عزاره در مرز ايالت

 مصر، مأموران گمركى گماشته بود، تا عوارض گمركى را از كاروانهايى كه وارد

 سرزمين مصر مى‏شوند، بگيرند. مأمور به بررسى اموال ابراهيم عليه‏السلام پرداخت، تا

اين كه چشمش به صندوق افتاد، به ابراهيم گفت: در صندوق را بگشا، تا محتوى آن را قيمت

كرده و يك دهم قيمت آن را براى وصول، مشخص كنم.

ابراهيم: خيال كن اين صندوق پر از طلا و نقره است، يك دهم آن را حساب كن تا بپردازم،

 ولى آن را باز نمى‏كنم.

مأمور كه عصبانى شده بود، ابراهيم عليه‏السلام را مجبور كرد تا درِ صندوق را باز كند.

سرانجام ابراهيم عليه‏السلام به اجبار دژخيمان، در صندوق را گشود، مأمور وصول، ناگهان

 زن با جمالى را در ميان صندوق ديد و به ابراهيم گفت: اين زن با تو چه نسبتى دارد؟

ابراهيم: اين زن دختر خاله و همسر من است.

مأمور: چرا او را در ميان صندوق نهاده‏اى؟

ابراهيم: غيرتم نسبت به ناموسم چنين اقتضا كرد، تا چشم ناپاكى به او نيفتد.

مأمور: من اجازه حركت به تو نمى‏دهم تا به حاكم مصر خبر بدهم، تا او از ماجراى تو و

 اين زن آگاه شود.

مأمور ماجرا را به حاكم مصر گزارش داد، حاكم مصر دستور داد تا صندوق را نزد او ببرند.

مى‏خواستند تنها صندوق را ببرند، ابراهيم گفت: من هرگز از صندوق جدا نمى‏شوم مگر اين

 كه كشته شوم.

ماجرا را به حاكم گزارش دادند، حاكم دستور داد كه: صندوق را همراه ابراهيم نزد من بياوريد.

مأموران، ابراهيم را همراه صندوق و ساير اموالش نزد حاكم مصر بردند، حاكم مصر به

 ابراهيم گفت: در صندوق را باز كن.

ابراهيم: همسر و دختر خاله‏ام در صندوق است، حاضرم همه اموالم را بدهم، ولى در صندوق

 را باز نكنم.

حاكم از اين سخن ابراهيم، سخت ناراحت شد و ابراهيم را مجبور كرد كه در صندوق را

 بگشايد، ابراهيم آن را گشود.

حاكم با نگاه به ساره، دست به طرف او دراز كرد.

ابراهيم عليه‏السلام از شدت غيرت به خدا متوجه شد و عرض كرد: خدايا دست حاكم را از

 دست درازى به سوى همسرم كوتاه كن.

بى درنگ دست حاكم در وسط راه خشك شد، حاكم به دست و پا افتاد و به ابراهيم گفت:

 آيا خداى تو چنين كرد؟

ابراهيم: آرى، خداى من غيرت را دوست دارد، و گناه را بد مى‏داند، او تو را از گناه بازداشت.

حاكم: از خدايت بخواه دستم خوب شود، در اين صورت ديگر دست درازى نمى‏كنم.

ابراهيم، از خدا خواست، دست او خوب شد، ولى بار ديگر به سوى ساره دست درازى كرد،

 باز با دعاى ابراهيم عليه‏السلام دستش در وسط راه خشك گرديد، و اين موضوع سه بار

تكرار شد، سرانجام حاكم با التماس از ابراهيم خواست كه از خدا بخواهد تا دست او خوب شود.

ابراهيم: اگر قصد تكرار ندارى، دعا مى‏كنم.

حاكم: با همين شرط دعا كن.

ابراهيم دعا كرد و دست حاكم خوب شد، وقتى كه حاكم اين معجزه و غيرت را از ابراهيم ديد،

 احترام شايانى به او كرد و گفت: تو در اين سرزمين آزاد هستى، هر جا مى‏خواهى، برو،

ولى يك تقاضا از شما دارم و آن اين كه: كنيزى را به همسرت ببخشم تا او را خدمتگزارى كند.

ابراهيم تقاضاى حاكم را پذيرفت.

حاكم آن كنيز را كه نامش هاجر بود به ساره بخشيد و احترام و عذرخواهى شايانى از ابراهيم

 كرد و به آيين ابراهيم گرويد، و دستور داد عوارض گمركى را از او نگيرند.

به اين ترتيب غيرت و معجزه و و اخلاق ابراهيم موجب گرايش حاكم مصر به آيين ابراهيم

 گرديد، و او ابراهيم را با احترام بسيار، بدرقه كرد...

 

                                  التماس دعا

 

            تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 1:1  توسط فايزه  | 

چنين افتخار منحصر به فردلايق كسي نيست جز....

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

 

بنا به نوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه 13 رجب

 

 در سال سى‏ام عام الفیل  بطرز عجیب و بی‎سابقه‏اى در درون كعبه

 

یعنى خانه خدا به وقوع پیوست .

 

در عام الفيل زماني كه آمنه بنت وهب تك فرزند خود محمد بن عبد الله

 

صلي الله عليه وعلي اله بدنيا آورد  فاطمه بنت اسد از خوشحالي

 

 به طرف عموي نوزاد (ابو طالب همسر خود ) رفت واين خبر خوب را به

 

 او داد، سپس ابو طالب با اطمينان واعتماد بنفس به فاطمه همسر

 

خود گفت: (اصبري سَبتاً أُبَشِّرّكِ بِمِثْلِهّ إلا النُّبُّوةَ ) (سي سال صبر كن

 

 به شما مژده مي دهم به پسري همانند او بجزء در نبوت ) .

 

واقعا بعد از سي سال فاطمه بنت اسد" ـ مادر گرامى امام علی ‌ـ  در

 

حالى كه مانند سایر مردم، خانه‏ كعبه را طواف مى‏نمود درد زایمان وى

 

را فرا گرفت و در میان زائران خانه خدا در حالى كه به شدت متاثر بود

 

مناجاتى با صاحب كعبه كرد و گفت :

 

((پروردگارا! من به تو و به تمام پیامبران و سفیران آسمانى و كتاب‏هاى

 آنان ایمان دارم، تو مى‏دانى كه من به " خلیل الله" ـ حضرت ابراهیم ـ

ایمان داشته، و آئینش را با جان و دل مى‏پذیرم، تو را به بنیانگذار بیت،

و عظمت كعبه، و به احترام این مولود عزیزى كه در شكم دارم، و او

پیوسته بامن انس گرفته و تكلم مى‏نماید،این ولادت را برایم آسان گردان.))

 

 

باب مستجار بين شماره ۹ و۱۰ وطرف مقابل شماره ي ۶ مي باشد.

 

دعاى فاطمه مستجاب شد. ناگهان تماشاگران مشاهده كردند كه

 

خانه خدا از سوى جنوب شرقى (باب مستجار)شكافته شد، و فاطمه

 

بي اختيار به طرف داخل كعبه قدم بر مي داردتا اينكه ازاين شكاف

 

 بوجود آمده وارد كعبه شد سپس ديوار به حالت اول خود برگشت، و

 

تا سه روز در شریفترین مكان گیتى مهمان خدا شد، و نوزاد خود را به

 

كمك ماموران الهى و حوریان بهشتى به دنیا آورد. مردم تماشاگر، این

 

قضیه شگفت انگیز را دهان به دهان به گوش مردم مكه رساندند، و

 

جمعیت انبوهى دور كعبه گرد آمده و منتظر نتیجه آن بودند، و حتى

 

متصدیان و كلید داران كعبه هر چه تلاش كردند، نتوانستند در كعبه را

 

باز كنند،در حالي كه همه نگران حال فاطمه بودند ،ابو طالب دانست

 

كه اين يك امر الاهي است واحساس اطمينان كرد.

 

روز چهارم ناگهان دیوار كعبه از همان مكانى كه قبلاً باز شده بود،دوباره

 

باز شد، و در حالى كه چشمان مردم خیره شده بود "فاطمه بنت اسد"

 

مادر گرامى امیر المؤمنین ـ با حالتى شادان و خوشحال از كعبه خارج

 

گشت. مردم تماشاگر دیدند فاطمه مولودى را به بغل گرفته كه نور در

 

چهره‏اش متجلى است، آنگاه خطاب به حاضران فرمودند :

 

((من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانى

 

پرستید در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مریم

 

دختر عمران نخل خشك را به دست خود جنبانید تا از خرماى تازه چید

 

 و خورد(و هنگامی كه در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید

 

 كه از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من

 

داخل خانه خدا شدم و فرزندم را در خانه ‏خدا به دنیا آوردم  و از

 

میوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم

 

 هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و

 

خداوند على الاعلى فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و به ادب

 

 خود تأدیبش كردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست

 

 كه بتها را از خانه من میشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گوید

 

 و مرا تقدیس و تمجید نماید خوشا بر كسی كه او را دوست دارد و

 

فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانیش كند))

 

(( چنین افتخار منحصر به فردى كه براى على علیه السلام در

 

 اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم

 

 افراد بشر چه در گذشته و چه در آینده به دست نیامده است

 

 و این سخن حقیقتى است كه اهل سنت نیز بدان اقرار و

 

 اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گوید

 

و لم یولد فى البیت الحرام قبله احد سواه و هى فضیلة خصه

 

 الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته  ؛

 

 یعنى پیش از آن حضرت احدى در خانه كعبه ولادت نیافت

 

مگر خود او واین فضیلتى است كه خداى تعالى به على

 

علیه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند

 

 و از او تجلیل و تكریم نمایند.))

 

سپس نخست پدرش حضرت ابوطالب از آنان استقبال نموده، و میوه

 

دلش را در آغوش گرفت، مولود كعبه در همان لحظات آغاز زندگى‏اش

 

خطاب به پدر ارجمندش گفت: "السلام علیك یا ابتاه و رحمة الله و بركاته"،

 

 و ابوطالب نیز جواب سلام على را داده و او را مورد نوازش قرار داد.

 

سپس پیامبر خدا صلى الله علیه و آله   على را در آغوش كشید،

 

 و چون چشمان على به چهره مبارك رسول خدا افتاد، به حركت آمده

 

و تبسم كرد، و با چهره‏اى خندان گفت:

 

"السلام علیك یا رسول الله و رحمة الله و بركاته"، و آنگاه به دستور

 

رسول اكرم صلى الله علیه و آله شروع به خواندن كتابهاى آسمانى

 

كرد، و از صحف آدم و نوح و ابراهیم آغاز نمود و آیاتى را از زبور و تورات

 

و انجیل قرائت كرد، و در پایان از اول سوره "مؤمنون" تا آیه دهم را با

 

آهنگ زیبا تلاوت فرمود، و بدین طریق عظمت‏خود را به جهان انسانیت

 

 نشان داد، و رسول اكرم صلى الله علیه و آله را خوشحال و خشنود ساخت.

 

بحار الانوار، ج 35، ص 22 و 37 ـ منتهى الآمال، ص 142 ـ شجره طوبى، ص۲۱۹

 

تا جایى كه پیامبر خدا(ص) در مورد على علیه السلام فرمودند:

 

" لقد ولد لنا اللیلة مولود یفتح الله علینا به ابوابا كثیرة من النعمة و

 

الرحمة" یعنی همانا خداوند متعال براى ما در این ایام فرزندى عطا

 

فرمودند كه در سایه او درهاى زیادى از نعمت و رحمت الهى به روى

 

 ما گشوده مى‏گردد.(شرح ابن ابى الحدید ج 4 ص 15)

 

پدر بزرگوارش در میهمانى تولد "مولود كعبه" همه مردم مكه را به

 

 ولیمه او دعوت نمود، و تعداد زیادی شتر و گاو و گوسفند عقیقه كرد...

 

 

 حضرت محمد صلي الله عليه وعلي آله بعد از تولد مولود كعبه خطاب

 

 به مادر على علیه السلام فرمودند: گهواره على را در كنار رختخواب

 

من قرار دهید، و پیامبر گرامى شخصا بیشتر امور تربیتى على علیه

 

السلام را بر عهده گرفت، هنگام نیاز، آن فرزند كعبه را شستشوى

 

مى‏داد، و در شیر خوردنش كمك مى‏كرد، و براى اینكه آن طفل را

 

بخواباند گهواره‏اش را حركت مى‏داد، و با آهنگ دلنواز براى وى

 

مى‏خواند، و گاهى به سینه‏اش مى‏گرفت و مى‏فرمود! این كودك برادر

 

 من است، او را به یاورى و ولایت و پناه و پناهندگى برگزیده‏ام او امید

 

 و پشتوانه من است، این فرزند عزیز و نوزاد گرامى جانشین و وصى

 

من و شوهر دخترم و امین وصایایم و خلیفه‏ام بعد از من خواهد بود.

 

رسول خدا هرگز وى را از خود دور نمى‏گذاشت، و هر كجا مى‏رفت

 

 على علیه السلام را با خود مى‏برد، و حتى هنگام رفتن به كوهها و

 

دشت و دره‏ها پیوسته مولود كعبه را همراه داشت...........

 

 

التماس دعا

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 14:9  توسط فايزه  | 

وسواس خناس كيست؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: هنگامي كه اين آيه نازل شد :

 

والَّذينَ إذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللهَ فَاسْتَغْفَرُوا

لِذُنُوبِهِمْ ...، أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ ...

 

نيكان آنهايي هستند كه وقتي كار بدي انجام دادند يا به خويشتن ستم

 

كردند، خدا را ياد آورند  و براي گناهانشان استغفار كنند.آنها هستند كه

 

پاداش عملشان  آمرزش پروردگاراست ...

 

آل عمران /135 و136

 

در اين هنگام ابليس بر فراز كوهي در مكه رفت، با صداي بلند فريادي

 

كشيد وسران لشكر خود را جمع كرد.

 

گفتند : سرور ما ، چه شده كه ما را فرا خواندي ؟

 

گفت : اين آيه نازل شد .(آيه ي فوق).آيه اي كه پشت مرا مي لرزاند 

وبشر را نجات مي بخشد.

 

 چه كسي مي تواند با آن مقابله  كند ؟

 

يكي از شياطين بزرگ گفت : من مي توانم ونقشه ام

چنين است وچنان .

 ابليس طرح او را نپسنديد وگفت  : نه ، تو نمي تواني .

 

ديگري برخاست ونقشه وطرح خود را ارائه داد ، باز هم مقبول نيفتاد !

 

در اينجا وسواس خنّاس ،يكي ديگر از فرزندانش ، برخاست وگفت :

 

من از عهده ي آن برمي آيم .

 

ابليس پرسيد : از چه راهي ؟

 

گفت : آنها را با وعده ها وآرزوها سر گرم مي كنم تا آلوده گناه شوند

 

وهنگامي كه گناه كردند توبه را از يادشان مي برم !

 

ابليس گفت : اري تو مي تواني از عهد هي اين كار بر آيي ؛ نقشه ي تو

 

 بسيار ماهرانه است ؛ لذا  مأموريت را تا روز واپسين به دست او سپرد .

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

يعني فراموش كردن استغفار مطيع وسواس خناس  شدن ،

پس هميشه  استغفار كنيم.

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 19:59  توسط فايزه  | 

خدايا به من ثروت بده تا....

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

خدايا به من ثروت بده تا در راه تو خرجش كنم واز صالحان باشم!!

 

ثَعْلَبَة بن حاطب انصاري مرد فقيري بود كه هر روز در مسجد حاضر

 

  مي شدونمازهاي پنجگانه را با رسول خدا صلي الله عليه وعلي اله

به پا مي داشت. روزي ثعلبه از پيامبر خواست در حق او دعا كند ،تا وي

ثروتمند گردد.

 

پيامبر فرمود:اي ثعلبه ، اندكي قناعت وشكر گزاري در درگاه خدا،از مال

 

 زيادي كه نتوان شكرآن به جاي آوردبهتر است.آيا روش من براي شما

 

سر مشق نشده است؟؟ به خدا قسم ، اگر بخواهم مي توانم كوه را

 براي خود مبدل به طلا ونقره نمايم.

 

باز روز ديگر ثعلبه آمد ودر خواست خود را تكرار كد. اين بار رسول خدا

در حق او دعا فرمود.

ثعلبه كه يك رأس گوسفند داشت ، در اثر دعاي پيامبر گوسفندان زيادي

 

 به دست آورد. لذا در بيرون از مدينه محلي را براي نگهداري گوسفندان

 

 درست كرد وفقط نماز ظهر وعصر را مي توانست با رسول خدا بخواند 

 

واز نماز جماعت هاي ديگر محروم شد به تدريج گوسفندان زياد تر شده

 

واو را مشغول به حدي كه ديگر تنها روزهاي جمعه مي توانست در

 نماز شركت كند.

 

بالاخره كار به جايي رسيد كه مجبور شد بياباني دور از مدينه را براي

 

  خود انتخاب كند وبدين ترتيب از نماز جمعه هم محروم ماند؛

 

وگاهي اگر كسي از آنجا عبور مي كرد، اخبار مدينه را ازاو مي پرسيد

 

 . پس از مدتي پيامبر صلي الله عليه وعلي اله حال ثعلبه را پرسيد

 

وقتي ازوضع او با خبر شد،سه مرتبه فرمود:ويحٌ لثعلبه .(واي برثعلبه)

 

وقتي آيه ي زكات نازل شد،پيامبر مأمور جمع آوري زكات را نزد ثعلبه

 

فرستاد ؛ ولي حرص وبخل او نه تنها باعث شد كه از پرداخت زكات

امتناع ورزد ،بلكه به اصل تشريع آن نيز اعتراض نمود وگفت:

 اين حكم برادر جزيه است ؛ يعني اگر ما زكات بدهيم چه فرقي ميان

ما وغير مسلمانان است كه جزيه مي دهند!! خبر به پيامبر رسيد

 حضرت سه بار فرمودند : : ويحٌ لثعلبه .(واي برثعلبه)

 

واين آيات نازل شد :

 

 ( وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّ قَنَّ وَ لَنَكُونَنَْ مِنَ الصّالِحِينَ)

 

سوره توبه/75

از آنها كساني هستند كه با خدا پيمان بسته اند كه اگر خداوند مارا از

 

 فضل خود روزي كندقطعاً صدقه خواهيم داد و از شاكران وصالحان خواهيم بود.

 

التماس دعا

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 23:38  توسط فايزه  | 

ولادت نور

 بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

قلوبنا تهاني لصاحب الزماني


بمولد البتولِ و بضعة الرسولِ


قلوبنا قلوبنا لصاحبِ الزماني


*
أشرقتِ السماءُ و هلت الأضواءُ


و أُعلن الولاءُ لبضعةِ الرسولِ


*
ميلادُها اصطفاءُ و حبها ارتقاءُ


و كلنا احتفاءُ ببضعة الرسول


*
وجودها الأمانُ و حبها الضمانُ


تفتحُ الجنانُ ببضعة الرسول


*
القلب في إنطلاقي و الروحُ في إشتياقي


ما أجملَ التلاقي ببضعة الرسولِ


*
فداءُها القلوبُ بحبها نذوبُ


تغتفرُ الذنوبُ ببضعة الرسول


.......................

 

 

روز زن بر تمام مادران زحمتكش وفداكار مبارك باد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 22:22  توسط فايزه  | 

هم مرا وهم خودت را در آتش بيفكن !!!

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

در حديثي  از امير المؤمنين علي عليه السلام مي خوانيم ::

 

خداوند پيامبري از ميان مردم حبشه براي آنان برانگيخت ، ولي آنها فرستاده خدا

را تكذيب كردند و با او به ستيز برخاستند و سر انجام گروهي از ياران آن پيامبر را

كشتند وگروه ديگررا باخود او اسير گرفتند ; سپس خنداقي كندند وآن را پر از آتش

 ساختند واسيران را كنار آن جمع كرده وگفتند:هركس بر آئين ماست به كنار برود

 وهر كس دين اين پيامبر را دارد بايد خود را در اين آتش بيفنكند.

 

 در اينجا قرآن تير نفرين خود را بر قلب  سياه اين ستمگران مي نشاند ومي فرمايد:

(( قُتِلَ أَصْحابُ الأُخْدُودِ)) مرگ بر شكنجه گران گودال آتش.

 

انتخاب دشواري در پيش روست ، يا ايمان است وآتش ، يا كفر ورهايي ;

 البته آنان كه به زندگي چند روزه دنيا دل بسته اند،بايد از دين خود چشم بپوشند ،

 امّا مگر مؤمن از بذل يك جان در راه دوست مضايقه مي كند ،هرگز!

باري ، چنين بود كه ياران آن پيامبر خود را در آتش افكندند وپروانه وار سوختند وكفر را بر نگزيدند.

در اين هنگام زني آمد كه كودك يك ما هه اي در آغوش داشت;اما وقتي مي خواست

خود را در آتش بيفكند،مهر مادري به هيجان آمد ومانع شد.

 

 كودك شير خوار صدا زد :

مادرم نترس ، هم مرا وهم خودت را در آتش بيفكن .

 

به خدا سوگند ، اين، در راه خدا چيز اندكي است. (اِنَّ هذا وَ اللهِ فِي اللهِ قَليلٌ).

 

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند:

 اين كودك يكي از همان كساني بود كه در گهواره سخن گفت.

 

با اين بانگ كودك ، گويي نوايي نوازشگرانه،مادر را مي خواند كه بيا كنيزك من.

 بيا كه آغوش مهر ورحمت من باز است وحوريان بهشتي ، همدمان وهم سخنان تو ، منتظرند.

 

آن زن نيز،كودك خويش را در آغوش فشرد وبا خاطري آرام وآرامشي دروني

 پلك هاي چشم را برهم نهاد وميان آتش پريد وپروانه وار در راه ايمان سوخت.

 

.(نور الثقلين:ج 5 ،547)

 

اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز  ***  كآن سوخته را جان شد وآواز نيامد  

اين مدعيّان در طلبش بي خبرانند  ***   كآن را كه خبر شد ، خبري باز نيامد

 

                                          

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 20:13  توسط فايزه  | 

یاد بگیریم که !!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

 


به نام خدا

 

***از فرمایشات امام علی علیه السلام یاد بگیریم که چگونه زندگی کنیم ..

 

 

*الا فــاصــبــر عــلــى الــحــدث الــجــلــيــل و داو جــواك بــالــصــبــر الــجــمــيــل

*اي فلاني بر حادثه ي بزرگ صبر كن ودرون خود را با صبر زيبا مداوا كن.

 

*ولا تــجــزع و ان اعـــســـرت يـــومــاً فــقــد ايــســرت فــي الــزمــن الــطــويــــل

 

 *وبي تابي نكن اگر روزي بر شما تنگ شود كه براي زمان هاي طولاني در آسايش بودي


*ولا تـــيـــأس فـــان الـــيــــأس كـــفـــر لــــعــــل الـــلـــه يــــغــنـــي مــن قـلـيــل.

 

* ونا اميد مشو كه ياس نشانه ي كفر است ،شايد خدا با كمي (كمبود)غني ( بي نياز)سازد .

 


*مَنْ عَظَّمَ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلاَهُ اللهُ بِكِبَارِهَا .

 

*كسي كه مصيبتهاي كوچك را بزرگ بيند خداوند او را به بزرگتر از آنها مبتلا مي كند.



 

 
*إِذَا كَانَتْ لَكَ إِلَى اللهِ سُبْحَانَهُ حَاجَةٌ فَابْدَأْ بِمَسْأَلَةِ الصَّلاَةِ عَلَى رَسُولِهِ صَلَّى اللهُ

 

عَلَيْهِ وَآلِهِ، ثُمَّ سَلْ حَاجَتَكَ، فَإِنَّ اللهَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ حَاجَتَيْنِ فَيَقْضِيَ إِحْدَاهُمَا وَيَمْنَعَ الْأَُخْرَى.

 

 *اگر براي شما نزد خدا وند پاك ومنزه حاجتي بود قضيه را با صلوات فرستادن

 

بر پيامبرش(صلوات الله عليه و عليهم) شروع كن سپس حاجت خود رابطلب(سؤال كن)،

 

همانا كه ،خداوند بزرگتر از آن است كه دو چيز (حاجت)از او بطلبند پس يكي از آنها را 

 اجابت كند وديگري را نه..

 

 

*لِكُلِّ امْرِىءٍ فِي مَالِهِ شَريِكَانِ: الْوَارِثُ، وَالْحَوَادِثُ.


 

*براي هر فردي در ثروتش دو شريك دارد :: ورثه و پيشامد ها.

 

*يَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَومِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ!



 

*روز عدل (حسابرسي )بر ظالم سخت تر از روز ظلم كردن بر مظلوم مي باشد.

 

 

*مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلاَ يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ به الظَّنَّ


*هر كسي كه خود را در موقعيت تهمت قرار دهد ،پس نبايد ديگران كه به او سوء 

 ظن كنند مورد ملامت قرار دهد.

 

 

*خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ.


 

*طوري با مردم معاشرت كنيد كه اگر در بين آنها بميريد بر شما گريه كنند

واگر زنده بمانيد مشتاق ديدار شما باشند . 

 

                                                  التماس دعا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 0:42  توسط فايزه  | 

عاق والدین بعداز مرگ!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

تقدیم به پدر ومادرانی که احساس مسئولیت می کنند وبه فرزندانی که درهرحال والدین خودرا فراموش نمی کنند

 

 

ازامام صادق علیه السلام منقولست :::

 

ثواب اعمال خیری که از طرف کسی برای مرده انجام می گیرد هم برای کسی که عمل انجام

داده و هم برای مرده نوشته می شود.(یعنی فرد در اصل برای خود هم خوبی کرده است نه

فقط برای مرده )

 

علّامه ي مجلسي در زاد المعاد فرموده :

 

مردگان را نبايد فراموش كرد زيرا كه دست ايشان از اعمال خيركوتاه گرديده واز جانب  فرزندان

وخويشان وبرادران مؤمن اميدوارند واحسان ايشان را چشم براهند خصوصا دعا كردن در نماز 

  شب وبعد از نمازهاي فرضيه ودر مشاهد مشرفه پدر ومادر را زياده از ديگران بايد دعا كرد 

واعمال خير براي ايشان به عمل آورد .

 

 ودر خبر است چه بسا فرزندي كه در حال حياة پدر ومادر عاق ايشان باشد وبعد از فوت ايشان

نيكو كار گردد بسبب اعمال خيري كه براي ايشان بعمل آورد وبسا فرزندي در حال حياة پدر ومادر

 نيكو كار باشدوبعد از فوت ايشان عاق گردد بسبب آنكه اعمال خيري كه بايد از براي ايشان

 بعمل آورد كم بعمل آورد.

 

 وعمده ي خيرات براي پدر ومادروساير خويشان آنست كه قروض ايشان را ادا كند وايشان را

از حقوق خداوخلق بري گرداند وحج وساير عبادات كه از ايشان  فوت شده باشد سعي كند

 باستيجار يا به تبرّع بجاآورد.

 

 ودر به سند صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه بسا كه ميت در تنگي وشدتي

 بوده باشد وحق تعالى به اووسعت دهد وتنگي از او بردارد پس به اوگويند اين فرج كه تو را

روي داد بسبب نمازي است كه فلان برادر مومن براي تو كرد.

 

 در روايتي وارد شده است كه هر گاه شخصي به نيت ميتي تصدقي بكند حق تعالى جبرئيل را

امر مي كند كه با هفتاد هزار ملك به نزد قبر او مي روند وهر يكي طبقي در دست دارند از

نعمت هاي الهي وهر يك به اومي گويند السلام عليك اي دوست خدا اين هديه ي فلان مؤمن

تو است براي پس قبر او روشن مي شود وحق تعالى هزار شهر در بهشت به او كرامت

مي فرمايد و....وهزار حاجت او را روا مي كند.

 

 نماز هایی که برای والدین خوانده می شوند ::::

 

۱- نماز والدین دو ركعت است:::

 

 در ركعت اول فاتحه وده مرتبه::: رَبِّ اغْفِرْ لي وَ  ِلوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤ مِنينَ يَوْ مَ يَقوُمُ الْحِسابُ.

 

ودر ركعت دوم فاتحه وده مرتبه :::رَبِّ اغْفِرْ لي وَ  ِلوالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتي مُؤمِناً وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ.

 

 وچون سلام دهد ده مرتبه بگويد::: رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيرا .

 

 ۲-نماز والدین دو رکعت است :::

 

دو ركعت است در ركعت اول فاتحه وبيست مرتبه::: رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيرا.

 

ودر ركعت دوم فاتحه وبيست مرتبه :::رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيرا.

 

وچون سلام دهد ده مرتبه در حال سجده بگويد::: رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيرا .

 

                           التماس دعا                                       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد     

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 15:25  توسط فايزه  |